چقدر دوست داشتم يك نفر از من مي پرسيد چرا نگاه هايت انقدر غمگين است ؟
چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟ اما افسوس ... هيچ كس نبود هميشه من بودم
و من و تنهايي پر از خاطره . اري با تو هستم .. با تويي كه از كنارم گذشتي... و
حتي يك بار هم نپرسيدي چرا چشم هايت هميشه باراني است!!!؟![]()
+ نوشته شده توسط آتش در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 و ساعت
21:14 |
